بابا برای اولین بار حست کرد
ارغوان قشنگم، ببخشید که یه مدت برات ننوشتم آخه مامانی خیلی درگیر پایان نامه اش شده. می خوام زود زود تمومش کنم تا باخیال راحت شما، آغازنامه ام رو شروع کنم. نفس مامان، پنجشنبه تو تاریخ ١٤ اردیبهشت ١٣٩١ بابا محسن برای اولین بار شما رو واقعا حس کرد. مامانی خوابیده بودم که یهو شما شروع کردی به ضربه زدن. منم فوری دست بابایی رو گرفتمو گذاشتم همونجا که شما داشتی میکوبیدی. شمام ٢ یا ٣ تا ضربه وارد کردیکه باباییکامل حسشون کرد. باید قیافه اش رو میدیدی انقدر ذوق کرده بود که نگو. انگار تازه داشت باورش می شد که شما واقعا هستی. مرسی عزیزم که باعث شدی بابایی کلی ذوق کنه. خیلی دوست دارم. ...
نویسنده :
سمان مامان ارغوان
22:53


